بمناسبت عید غدیر و دعوت انجام شده توسط سفارت ایران، ابوالحسن مختاباد مهمان ایرانیان بود و با گروه رودکی برنامه ای کوتاه از نظر من اجرا کرد.
بعد از مدتها اجرای زنده موسیقی خیلی چسبید. اگرچه خیلی از اشعار بازخونی شده بود ولی با این شعر هوشنگ ابتهاج و موسیقی که روی آن گذاشته بودند خیلی حال کردم :
من نه خود می روم ، او مرا می کشد
خار سرگشته را کهربا می کشد
چون گریبان ز چنگش رها می کنم
دامنم را به قهر از قفا می کشد
دست و پا می زنم می رباید سرم
سر رها می کنم دست و پا می کشد
گفتم این عشق اگر واگذارد مرا
گفت اگر واگذارم وفا می کشد
گفتم این گوش تو خفته زیر زبان
حرف ناگفته را از خفا می کشد؟
گفت از آن پیش تر این مشام نهان
بوی اندیشه را در هوا می کشد
لذت نان شدن زیر دندان او
گندمم را سوی آسیا می کشد
سایه ی او شدم چون گریزم ازو ؟
در پی اش می روم تا کجا می کشد
نظرات ()فارغ از مسایل سیاسی روز به روز برای ایران نگرانتر میشوم.
چرا ؟
نمیدونمممممممممممم
نظرات ()بعد از دو هفته هنوز وضعیت جسمی به حالت نرمال نرسیده. امیدوارم بتونم از دوشنبه آزمایشات را شروع کنم.
نظرات ()گرچه مصدومیت امروز باعث میشه چند روز از کارهام عقب بیفتم،ولی واقعا خدا را شکر ، بخیر گذشت.
میتونست اتفاق خیلی بدتری پیش بیاد. حالا باید تا فردا منتظرنظر دکتر بمونم.
نظرات ()هر روز ٨:٣٠صبح تا ۵ عصر توی آزمایشگاه .این برنامه کاری من شده .کاملا منظم و مرتب.
ثبت نام دانشجویان جدید هم شروع شده. چیزی حدود ۴٠٠ هموطن ایرانی این ترم اومدند.(به سلامتی...)
نظرات ()سلام همسری . با اینکه میدونم زیاد با اینترنت ایران حال نمی کنی و احتمالا این پست را نمی بینی ، ولی روز قشنگت مبارک.
... و با امید به اینکه زنهای ایرانی در همه جای دنیا معرف فرهنگ و آیین کهن پارسی باشند ..
نظرات ()چقدر دلم برای تنبورم و صدای مسخ کنندش تنگ شده.
نظرات ()